حقيقت امامت

 

كتاب: اعتقاد ما صفحه 76

نويسنده: آية الله مكارم شيرازى

امامت تنها يك مقام حكومت ظاهرى نيست، بلكه يك مقام بسيار والاى معنوى و روحانى است، و امام علاوه بر رهبرى حكومت اسلامى‏، هدايت همه جانبه را در امر دين و دنيا بر عهده دارد. فكر و روح مردم را هدايت كرده و شريعت پيامبر اسلام (ص) را از هر گونه تحريف و تغيير پاسدارى مى‏كند و به اهدافى كه پيامبر (ص) براى آن مبعوث شد تحقق مى‏بخشد.

اين همان مقام والايى است كه خداوند به ابراهيم خليل، پس از پيمودن راه نبوت و رسالت و پيروزى در امتحانات متعدد بخشيد، او نيز براى بعضى از فرزندان و دودمانش اين مقام والا را از خداوند تقاضا نمود و به او جواب داده شد كه هرگز ظالمان و گنهكاران به اين مقام نمى‏رسند. «و اذ ابتلى ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال انى جاعلك للناس اماما قال و من ذريتى قال لا ينال عهدى الظالمين، به ياد آور هنگامى را كه پروردگار ابراهيم (ع) او را با امور گوناگون آزمود، و او از عهده آزمايشهاى الهى بطور كامل بر آمد، خدا فرمود من تو را امام مردم قرار دادم، ابراهيم عرض كرد: از دودمان من نيز امامانى قرار ده، خداوند فرمود: پيمان من (امامت) هرگز به ستمكاران نمى‏رسد (و تنها نصيب معصومان از ذريه تو مى‏شود)!» (1)

بديهى است‏يك چنين مقامى در مساله حكومت ظاهرى خلاصه نمى‏شود، و اگر امامت‏به صورتى كه گفته شد تفسير نشود آيه فوق مفهوم روشنى نخواهد داشت.

ما معتقديم: تمام پيامبران اولوا العزم داراى مقام امامت‏بودند، آنچه را با رسالت‏خود عرضه كردند، در عمل تحقق مى‏بخشيدند، و رهبر معنوى و مادى و ظاهرى و باطنى مردم بودند، مخصوصا پيامبر اكرم (ص) از آغاز نبوتش مقام والاى امامت و رهبرى الهى را نيز داشت، و كار او در ابلاغ فرمانهاى الهى خلاصه نمى‏شد.

ما معتقديم: خط امامت‏بعد از پيامبر (ص) نيز در معصومان از ذريه او ادامه يافت.

با توجه به تعريفى كه براى مساله امامت در بالا آمد به خوبى معلوم مى‏شود كه رسيدن به اين مقام، شرايط سنگينى دارد، هم از نظر تقوا (تقوايى در حد معصوم بودن از هر گونه گناه) و هم از نظر علم و دانش و احاطه به تمام معارف و دستورات دين و شناختن انسانها و نيازهاى آنها در هر عصر و زمان و مكان - دقت كنيد.

ما معتقديم: امام بايد معصوم از هر گناه و خطا باشد زيرا علاوه بر آنچه در تفسير آيه بالا آمد، غير معصوم نمى‏تواند بطور كامل مورد اعتماد واقع شود، و اصول و فروع دين را از او اخذ نمايند، و به همين دليل معتقديم «گفتار امام» همچون «افعال» و «تقرير» او حجت و دليل شرعى است (منظور از «تقرير» آن است كه در برابر او كارى انجام دهند و او با سكوت خود آن را امضا كند).

ما معتقديم: امام هرگز «شريعت و قانون تازه» اى از خود نمى‏آورد، بلكه وظيفه او پاسدارى و حفظ شريعت و آيين پيامبر اسلام (ص) و كار او تبليغ و تعليم و حفظ و معرفى و هدايت‏به سوى اين آيين مقدس است.

و نيز معتقديم: امام بايد نسبت‏به تمام اصول و فروع اسلام و احكام و قوانين آن و معنى و تفسير قرآن، آگاهى كامل داشته باشد، و علم او نسبت‏به آن علوم جنبه الهى دارد و از پيغمبر اسلام (ص) به او مى‏رسد.

آرى چنين علمى است كه مى‏تواند بطور كامل مورد اعتماد مردم قرار گيرد و در فهم حقايق اسلام بر آن تكيه كرد.

ما معتقديم: امام (و جانشين پيامبر) بايد منصوص باشد، يعنى با تصريح و نص پيامبر (ص) و نيز تصريح هر امامى نسبت‏به امام بعد، تعيين گردد، به تعبير ديگر: امام نيز مانند پيامبر (ص) از سوى خدا (به وسيله پيامبر) تعيين مى‏شود، همان گونه كه در آيه مربوط به امامت ابراهيم خوانديم: «انى جاعلك للناس اماما، من تو را امام مردم قرار دادم».

اضافه بر اين تشخيص وجود تقوا در سر حد عصمت، و مقام علمى والا (در حد احاطه به تمام احكام و تعليمات الهى بدون هيچ گونه خطا و اشتباه) چيزى نيست كه غير از خدا و پيامبرش از آن آگاه باشد.

و به اين ترتيب ما امامت امامان معصوم را به انتخاب مردم نمى‏دانيم.

 

پى‏نوشت:

------------------------------

1 - سوره بقره، آيه 124.