اطلاعات كامل درباره اصحاب كهف7

اطلاعات كامل درباره اصحاب كهف7

 

چند روايت حاكى از اينكه اصحاب كهف مدتى تقيه مى‏كرده اند

ودر تفسير عياشى از ابى بصير از امام صادق (عليه السلام) روايت كرده كه گفت: اصحاب كهف ايمان به خدا را پنهان وكفر را اظهار داشتند وبه همين جهت خداوند اجرشان را دوبرابر داد.

مؤ لف: در كافى نيز در معناى اين حديث روايتى از هشام بن سالم از آن جناب نقل شده. ونيز در معناى آن عياشى از كاهلى از آن جناب واز درست در دوخبر از آن جناب آورده كه در يكى از آنها آمده كه: اصحاب كهف در ظاهر زنار مى‏بستند ودر اعياد مردم شركت مى‏كردند.

ادامه نوشته

اطلاعات كامل درباره اصحاب كهف 6

اطلاعات كامل درباره اصحاب كهف 6

 

قل اللّه اعلم بما لبثوا له غيب السموات والارض...

مدت اقامت اصحاب كهف در غار هم مورد اختلاف مردم بوده است

در داستان اصحاب كهف به طور اشاره گذشت كه مردم درباره اصحاب كهف اختلاف داشتند وقرآن كريم حق داستان را اداء نموده آنچه حقيقت داشته بيان فرموده است.

پس جمله ((قل اللّه اعلم بما لبثوا)) مشعر به اين است كه مدتى را كه در آيه قبلى براى لبث اصحاب كهف بيان نموده نزد مردم مسلم نبوده، لذا رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله وسلم) مأمور شده است، با ايشان احتجاج كند، ودر احتجاج خود به علم خدا تمسك جسته بفهماند كه خدا از ما مردم بهتر مى‏داند.

ادامه نوشته

اطلاعات كامل درباره اصحاب كهف 5

اطلاعات كامل درباره اصحاب كهف 5

 

وَ لا تَقُولَنَّ لِشايءٍ إِنى فَاعِلٌ ذَلِك غَداً (23) إِلا أَن يَشاءَ اللَّهُ

اين آيه شريفه چه خطابش را منحصر به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم) بدانيم وچه اينكه بگوييم خطاب به آن حضرت وبه ديگران است متعرض امرى است كه آدمى آن را كار خود مى‏داند، وبه طرف مقابل خود وعده مى‏دهد كه در آينده اين كار را مى‏كنم.

عملى از هر عاملى موقوف به اذن ومشيت خداى تعالى است

قرآن كريم در تعليم الهى خود تمامى آنچه كه در عالم هستى است چه ذوات وچه آثار وافعال ذوات را مملوك خدا به تنهايى مى‏داند، كه مى‏تواند در مملوك خود هر قسم تصرفى نموده وهر حكمى را انفاذ بدارد، وكسى نيست كه حكم اورا تعقيب كند، وغير خدا هيچ كس هيچ چيز را مالك نيست، مگر آنچه را كه خدا تمليكش كرده، واورا بر آن توانا نموده، تازه بعد از تمليك هم باز خود اومالك وقادر بر آن است (ومانند تمليك ما به يكديگر نيست كه وقتى چيزى به كسى تمليك كنيم ديگر خودمان مالك نيستيم) آيات قرآنى كه بر اين حقيقت دلالت كند بسيار زياد است، كه حاجتى به ايراد آنها نيست.

ادامه نوشته

اطلاعات كامل درباره اصحاب كهف4

اطلاعات كامل درباره اصحاب كهف4

 

وَ كذَلِك أَعْثرْنَا عَلَيهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقُّ وَ أَنَّ الساعَةَ لارَيْب فِيهَا إِذْ يَتَنَزَعُونَ بَيْنهُمْ أَمْرَهُمْ

در مفردات گفته: ماده ((عثر)) به معناى سقوط است. وقتى مى‏گويند ((فلان عثر)) معنايش اين است كه فلانى افتاد، ولى مجازا در مورد كسى هم كه به مطلبى اطلاع پيدا مى‏كند بدون اينكه در پى آن باشد استعمال مى‏كنند، ومى گويند: ((عثرت على كذا)) يعنى به فلان مطلب اطلاع يافتم. در قرآن كريم يك جا فرموده: ((فان عثر على انهما استحقا اثما)) ويك جا فرموده: ((وكذلك اعثرنا عليهم)) يعنى اين چنين ايشان را بر جاى آنان واقف نموديم بدون اينكه خودشان در جستجوى آنان باشند.

وتشبيهى كه در جمله ((وكذلك اعثرنا عليهم)) است مانند تشبيهى است كه در جمله ((كذلك بعثناهم)) قرار دارد، ومعنايش اين است: همانطور كه قرنها به خوابشان كرديم وسپس بيدارشان نموديم همينطور چنين وچنان كرديم. وبه همين منوال جمله اولى معنا مى‏شود.

ادامه نوشته

اطلاعات كامل درباره اصحاب كهف3

اطلاعات كامل درباره اصحاب كهف3

 

وَ إِذِ اعْتزَلْتُمُوهُمْ وَ مَا يَعْبُدُونَ إِلا اللَّهَ فَأْوُا إِلى الْكَهْفِ...

كلمه ((اعتزال)) وهمچنين ((تعزل)) به معناى دورى از چيزى است، و كلمه ((نشر)) به معناى گستردن است و ((مرفق)) - به كسره ميم وفتحه فاء، وهمچنين بالعكس، ونيز به فتحه هر دوحرف - به معناى رفتار به نرمى ومعامله به لطف است.

اين آيه فراز دوم از محاوره آنان را بعد از بيرون شدن از ميان مردم و اعتزالشان از آنان واز خدايان آنان حكايت مى‏كند، كه بعضى از ايشان پيشنهاد كرده كه داخل غار شوند وخود را از دشمنان دين پنهان كنند. و اينكه اين پيشنهاد خود الهامى الهى بوده كه به دل ايشان انداخته كه اگر چنين كنند خدا به لطف ورحمت خود با آنان معامله مى‏كند، وراهى كه منتهى به نجاتشان از زورگوئيهاى قوم وستمهاى ايشان باشد پيش پايشان مى‏گذارد. وما اين معنا را از جمله ((فاووا الى الكهف ينشر لكم ربكم من رحمته...)) استفاده كرديم، چون اصحاب كهف در اين جمله به طور جزم گفتند: ((پروردگارتان از رحمتش براى شما مى‏گستراند))، ونگفتند ((اميد است پروردگارتان چنين كند)) و نيز نگفتند ((شايد پروردگارتان چنين كند)) واين دومژده، يعنى نشر رحمت وتهيه مرفق، كه بدان ملهم شدند همان دوخواهشى بود كه بعد از دخول در كهف از درگاه خداى خود نموده - وبه حكايت قرآن كريم - گفتند: ((ربنا آتنا من لدنك رحمه وهيى ء لنا من امرنا رشدا))

ادامه نوشته

اطلاعات كامل درباره اصحاب كهف2

اطلاعات كامل درباره اصحاب كهف2

 

إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلى الْكَهْفِ... مِنْ أَمْرِنَا رَشداً (10)

كلمه ((اوى)) از ((اوى)) است كه به معناى برگشتن است، البته نه هر برگشتنى، بلكه برگشتن انسان ويا حيوان به محل اقامت وزندگى اش تا در آنجا دوباره استقرار يابد. و كلمه ((فتية)) جمع سماعى ((فتى)) است، و ((فتى)) به معناى جوان است، واين كلمه خالى از شائبه مدح نيست وتقريبا منظور از آن، جوان خوب مى‏باشد.

كلمه ((هيى ء)) از ماده تهيه وآماده كردن است. بيضاوى گفته است كه اصل تهيه هر چيزى پديد آوردن هيات آن است. و كلمه ((رشد)) - به فتحه را وشين - وهمچنين كلمه ((رشد)) - به ضمه را وسكون شين - راه يافتن به سوى مطلوب است. راغب گفته: ((رشد)) و ((رشد)) در مقابل ((غى)) است كه در جاى كلمه هدايت استعمال مى‏شود.

مقصود از ((رحمت)) و ((رشد)) در دعاى اصحاب كهف: ((ربنا اتنا من لدنك رحمة وهيىلنا من امرنا رشدا))

ادامه نوشته

اطلاعات كامل درباره اصحاب كهف1

اطلاعات كامل درباره اصحاب كهف1

 

أَمْ حَسِبْت أَنَّ أَصحَب الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ ءَايَتِنَا عجَباً (9)

إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا ءَاتِنَا مِن لَّدُنك رَحْمَةً وَ هَيىْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشداً (10)

فَضرَبْنَا عَلى ءَاذَانِهِمْ فى الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً (11)

ثُمَّ بَعَثْنَهُمْ لِنَعْلَمَ أَى الحِْزْبَينِ أَحْصى لِمَا لَبِثُوا أَمَداً (12)

نحْنُ نَقُص عَلَيْك نَبَأَهُم بِالْحَقِّ إِنهُمْ فِتْيَةٌ ءَامَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْنَهُمْ هُدًى (13)

وَ رَبَطنَا عَلى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَب السمَوَتِ وَ الاَرْضِ لَن نَّدْعُوَا مِن دُونِهِ إِلَهاً لَّقَدْ قُلْنَا إِذاً شططاً (14)

هَؤُلاءِ قَوْمُنَا اتخَذُوا مِن دُونِهِ ءَالِهَةً لَّوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسلْطنِ بَينٍ فَمَنْ أَظلَمُ مِمَّنِ افْترَى عَلى اللَّهِ كَذِباً (15)

وَ إِذِ اعْتزَلْتُمُوهُمْ وَ مَا يَعْبُدُونَ إِلا اللَّهَ فَأْوُا إِلى الْكَهْفِ يَنشرْ لَكمْ رَبُّكُم مِّن رَّحْمَتِهِ وَ يُهَيىْ لَكم مِّنْ أَمْرِكم مِّرْفَقاً (16)

وَ تَرَى الشمْس إِذَا طلَعَت تَّزَوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَات الْيَمِينِ وَ إِذَا غَرَبَت تَّقْرِضهُمْ ذَات الشمَالِ وَ هُمْ فى فَجْوَةٍ مِّنْهُ ذَلِك مِنْ ءَايَتِ اللَّهِ مَن يهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَن يُضلِلْ فَلَن تجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُّرْشِداً (17)

ادامه نوشته