تفسیر سوره مبارکه فلق
تفسیر سوره مبارکه فلق
ترجمه:
بگو به پروردگار سپیده دم پناه می برم 1 از شرّ آنچه آفرید2 و از شرّ شب تار، وقتی که هجوم آورد 3 و از شرّ زنان افسونگر چون به جادو در گرهها بدمند 4 و از شرّ حسود آنگاه که حسد ورزد 5
تفسیر
کلنه فلق مثل فجر به معنای شکافتن است، شکافتن سیاهی شب یا سپیده صبح : (فالِقُ الاِصباح)«انعام-96» ، شکافتن دانه درون خاک (فالِقُ الحبِّ وَ النَّویٰ)«انعام-95»
مراد از غاسق آغاز شب است که تاریکی را به همراه می آورد. چنانکه در آیه ای دیگر می فرماید: (اَقِمِ الصَّلاة لدُلوکِ الشَّمسِ الیٰ غَسَقِ اللَّیلِ)«اسراء-78»
شاید مراد از غاسق هر موجود ظلمت آور باشد که تاریکی های معنوی را به همراه خود می آورد و گسترش می دهد.
از آنجا که افراد شرور، برای حمله و هجوم و یا توطئه چینی از تاریکی شب استفاده می کنند، لذا به خدا پناه می بریم از شروری که در شب واقع می شود.
نفّاثات از نَفث به معنای دمیدن و عُقَد جمع عَقد به معنای گره است. در هر چیزی احتمال بروز شر وجود دارد، حتی کمالاتی مثل علم و احسان، شجاعت و عبادت نیز آفاتی دارند. آفت علم غرور، آفت احسان منّت گذاردن، آفت عبادن عُجب و آفت شجاعت ظلم است.
در آسیب پذیری 3 اصل وجود دارد . آمادگی هجوم از سوی دشمن فرصت های مناسب برای هجوم نظیر تاریکی ها وجود حفره ها و نقطه ضعف ها. دشمن به دنبال تاریکی ها و حفره ها و نقاط ضعف است.
تبلیغات سوء، جوسازی ها، سخن چینی ها، جاسوسی ها و شایعه پراکنی ها نمونه هایی از نفّاثاتِ فی العُقَد است، یعنی می دمند تا محکمات را سست کنند. چنانکه کسانی با وسوسه و شک میان همسران فتنه گری می کنند . (ما یُفرِّقونَ بینَ المرء و زَوجه)«بقره-102»
با اینکه هر چه خدا آفریده، خیر است : (الَّذی احسن کلّ شیءٍ خَلقه)«سجده-7»
لکن هر چیزی اگر در مسیر صحیح خود قرار نگیرد، شر می شود. چنانکه آهن خیر است ولی اگر چاقو شد، امکان سوء استفاده از آن وجود دارد. (مِن شرّ ما خَلَق)
شرّ ما خَلَق یعنی شر از سوی مخلوقات است، نه از سوی خالق و نه ناشی از خلقت.
پناه بردن به خدا از خطرات، تنها با گفتن اَعوذ حاصل نمی شود، بلکه علاوه بر گفتن، عمل نیز لازم است.
شرّ مطلق وجود ندارد و خداوند نیافریده است، بلکه چه بسیار اموری که از یک زاویه، شر دیده می شوند و زاویه ای دیگر خیر.
چنانکه مولوی می گوید:
زهر مار، آن مار را باشد حیات لیک آن، آدمی را شد ممات
پس بدِ مطلق نباشد در جهان بد به نسبت باشد، این را هم بدان
بعضی از سختی ها و فشارها، شر نیست، بلکه رمز تکامل است.
مولوی می گوید:
گندمی را زیر خاک انداختند پس ز خاکش خوشه ها برساختند
بار دیگر گوفتندش ر آسیا قیمتش افزون و نان شد جان فزا
باز نان را زیر دندان کوفتند گشت عقل و جان و فهمِ سودمند
باز آن جان، چون که محو عشق گشت یُعجبُ الزّرّاع آمد بعد کشت
قرآن سفارش می کند که با همسرانتان خوب رفتار کنید و اگر نسبت به آنان کراهت دارید، چه بسا در کنار آن الطافی باشد (وَ عاشِروهُنَّ بالمعروف فاِن کرِهتُموهُنَّ فَعسیٰ اَن تَکرهوا شیئاً و یجعل اللهُ فیه خیراً کثیراً)«نساء-19»
بسیاری از تلخی ها استعداد انسان را شکوفا می کند، حالت صبر و مقاومت را در ما رشد می دهد و دل انسان را خاضع و خاشع می سازد (لَعلَّهُم یتضرَّعون)«اعراف-94»
شب برای مردان خدا، زمان بندگی و عبادت است: (یتلون ءایات الله ءاناء اللَّیل)«آل عمران-113»
ولی برای نامردمان، زمان توطئه و تهدید و هجوم است.(من شرِّ غاسق)
سخن و یا حرکتی که روابط و دوستی های محکم را متزلزل کند، نفّاثات است و باید از آن به خدا پناه برد.
پناه بردن به خداوند، مستلزم پناه دادن خداوند است، وگرنه فرمان پناه بردن لغو است.
در میان تمام شرور نام 3 شر در این سوره آمده است:
1- شرور پنهان و در تاریکی ها (مِن شرّ غاسقٍ اذا وقب) 2- شرور زبان ناپاک (مِن شرّ النّفّاثات فی العُقَد) 3- شرور حسادت ها و رقابت های منفی ( و من شرّ حاسدٍ اذا حسد)
برخی زنان بخاطر زیبایی و لطافت در گفتار، می توانند مردان را در تصمیمات خود سست کنند و مصداق نفّاثات باشند. یکی از مصادیق نفّاثات، سحر و جادو است و لذا آموزش و عمل آن حرام است.
با اینکه (شرّ ما خَلَق) شامل تمام شرور می شود، ولی نام 3 شر را بخاطر اهمیتی که دارد، جداگانه آورده است.(غاسقٍ اذا وقب- النّفّاثات فی العقد- حاسدٌ اذا حسد)
پناه بردن در هر حال لازم است، خواه آنجا که خطر باشد: (شرّ ما خَلَق) خواه دریافت کمال باشد: (فاِذا قرأت القرءان فاستعِذ باللهِ مِنَ الشّیطان الرَّجیم)«نحل-98» هرگاه قرآن تلاوت می کنی از شرّ شیطان به خداوند پناه ببر.
در سوره فلق، در برابر 3 شرّ بیرونی، به یک صفت الهی پناه می بریم. از شرّ غاسق و نفّاثات و حاسد، به صفت (ربّ الفلق) پناه بردیم. اما در سوره ناس به عکس است. در برابر یک خطر درونی، به 3 صفت الهی پناهنده می شویم. از شرّ وسوسه قلب به صفات (ربّ النّاس- ملک النّاس-اله النّاس) پناه می بریم.
بحثی در باره حسادت تلاش برای بدست آوردن کمالات، غبطه و ارزش است، ولی تلاش برای نابود کردن کمالات دیگران حسادت است. حسادت نشانه کم ظرفیتی و تنگ نظری است. اولین قتلی که در زمین انجام شد به خاطر حسادت میان فرزندان آدم بود و اولین گناهی که در آسمان واقع شد، حسادت ابلیس به آدم بود. در حدیث می خوانیم: حسادت ایمان را می خورد آنگونه که آتش هیزم را.(کافی-ج2-ص306)
آنچه بر سر اهل بیت پیامبر علیهم السلام آمد که آنان را کنار زدند، ناشی از حسادت بود و قرآن در آیه 54 سوره نساء می فرماید: چرا بخاطر الطاف و تفضّل خداوند، بر افراد لایق حسادت می ورزند، مگر نمی دانند ما به آل ابراهیم کتاب و حکمت و ملک عظیم دادیم.
حسادت در میان تمام شرور، برجسته ترین شر است. زیرا حسود نقشه ها می کشد و حیله ها می کند و مرتکب انواع شرور می شود تا به هدف برسد.
حضرت علی علیه السلام می فرماید: حسادت مرض خطرناکی است که جز با مرگ محسود یا حلاکت حسود از بین نمی رود.(نهج البلاغه-حکمت 493)
حسود در واقع به خدا اعتراض دارد و در برابر اراده و حکمت او جهت می گیرد که چرا به او عطا کرده و به من نداده است. حسود هرگز خیرخواهی و نصیحت نمی کند و به خاطر خوی حسادت، از خیر خودش به دیگران جلوگیری می کند.
قرآن ریشه بسیاری از گناهان را (بغیاً) به معنای حسادت دانسته است و اماما صادق علیه السلام می فرماید: ریشه کفر حسادت است. (کافی-ج8-ص7)
چنانکه در برابر پیامبران می گفتند: (اَبشر یهدوننا)«تغابن-6» آیا انسانی ن=مثل ما پیامبر شود و ما را هدایت کند؟
حسود، اهل تواضع و تشکر نیست و هرگز کمالت دیگران را گواهی نمی دهد و قهراً مرتکب گناه کتمان حق می شود. حسود معمولاً منافق است.
حضرت علی علیه السلام می فرماید: حسود در ظاهر اظهار علاقه می کند ولی در باطن کینه و بغض دارد.(غررالحکم)
منشأ حسادت چیست؟
گاهی تبعیض نابجا میان افراد، حسادت آنان را برمی انگیزذ. گاهی مردم توجیه نیستند و شرایط را یکسان می پندارند و همینکه یک برتری و امتیازی دیدند حسادت می ورزند. در حالی که اگر حکمت و دلیل تفاوت ها را بدانند آرام می شوند. حسادت در خاندان نبوت نیز پیدا می شود، همانگونه که در خانه حضرت یعقوب، حسادت فرزندان، آنان را به چاه افکندن برادر وادار کرد.
دامنه حسادت تنها نسبت به نعمت های مادی نیست، بلکه گاهی نسبت به ایمان افراد حسادت می شود و می خواهند آنان را به کفر برگردانند.(یردّونکم مِن بعد ایمانِکُم کفّاراً حسداً)«بقره-109»
روشن است که حسادت، آرزوی نابودی نعمت دیگران است، وگرنه درخواست نعمت از خداوند، حسادت نیست، چنانکه سلیمان از خداوند حکومتی بی نظیر خواست: (ملکاً لا ینبغی لِاَحد)«ص-35» و حضرت علی علیه السلام در دعای کمیل از خداوند می خواهد که نصیب او بیشتر باشد و نزدیکی او به خداوند نیز بیشتر باشد.(وَاجعلنی من احسن عبیدک نصیباً عندک و اَقربَهُم منزلةً منک)
برای درمان حسادت باید اینگونه فکر کرد: دنیا، کوتاه و کوچک است و غصه برای آن ارزشی ندارد. ما نیز نعمت هایی داریم که دیگران ندارند. نعمت ها براساس حکمت تقسیم شده است، گرچه ما حکمت آن را ندانیم. آنکه نعمتش بیشتر است، مسئولیتش بیشتر است. بدانیم که حسادت ما بی نتیجه است و خداوند به خاطر اینکه بنده ای چشمِ دیدن نعمتی را ندارند، لطف خود را قطع نمی کند و فقط خودمان را رنج می دهیم.
پیام ها
1- پناه بردن به خدا را باید به زبان جاری کرد.(قُل اَعوذ)
2- بخاطر زیادی خطرات و اهمیت آن انبیا نیز باید به خدا پناه برند. (قُل اَعوذ)
3- اصلاح خود و جامعه بدون استمداد و پناهندگی به خداوند امکان ندارد. (قُل اَعوذ بِربِّ الفلق)
4- چون شرور بر قلب و فکر انسان قفل می زنند، باید به قدرتی پناه برد که شکافنده قفل ها و موانع باشد. (بِربِّ الفلق)
5- در دعا با دید وسیع برخورد کنید. (شرّ ما خلق) (همه مخلوقات را دربرمی گیرد)
6- در میان همه شرور، شر حسادت، تفرقه افکنی، عهد شکنی و توطئه های پنهان اهمیت بیشتری دارد. (من شرّ غاسق...شرّ النّفّاثات...شرّ حاسد)
7- دشمن آنقدر می دمد تا تبلیغاتش مؤثر شود.(نفّاثات)
8- با وسوسه ها عقاید سست می شود و حرف اثر می کند. (من شرّ النّفّاثات فی العُقَد)
9- حسادت، داروئی جز پناه بردن به خدا ندارد. (قل اعوذ ... اذا حسد)
10- حسادت، کم و بیش در افراد هست اقدام عملی براساس آن گناه است.(اِذا حسد)
منبع:تفسیر نور
این وبلاگ جهت آشنایی بیشتر بازدید کنندگان با علوم قرآنی از جمله تجوید تفسیر و . . . است.