قرآن و اهل بيت/قرآن و عترت /آيه تطهير (4) - آيا اراده الهى در اين آيه تكوينى استيا تشريعى؟
قرآن و اهل بيت/قرآن و عترت /آيه تطهير (4) - آيا اراده الهى در اين آيه تكوينى استيا تشريعى؟
آيا اراده الهى در اين آيه تكوينى است يا تشريعى؟
كتاب: تفسير نمونه، ج 17، ص 303
نويسنده: آية الله مكارم شيرازى با همكارى جمعى از دانشمندان
در لابلاى تفسير آيه، اشارهاى به اين موضوع داشتيم كه اراده در جمله انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس، اراده تكوينى است نه تشريعى.
براى توضيح بيشتر بايد ياد آور شويم كه منظور از اراده تشريعى همان اوامر و نواهى الهى است، فى المثل خداوند از ما نماز و روزه و حج و جهاد خواسته، اين اراده تشريعى است.
معلوم است كه اراده تشريعى به افعال ما تعلق مىگيرد نه افعال خداوند، در حالى كه در آيه فوق، متعلق اراده افعال خدا است، مىگويد: خدا اراده كرده است كه پليدى را از شما ببرد، بنابر اين چنين ارادهاى بايد تكوينى باشد، و مربوط به واستخداوند در عالم تكوين.
افزون بر اين، مساله اراده تشريعى نسبتبه پاكى و تقوا، انحصار به اهلبيت (عليهمالسلام) ندارد چرا كه خدا به همه دستور داده است پاك باشند و با تقوا، و اين مزيتى براى آنها نخواهد بود، زيرا همه مكلفان مشمول اين فرمانند.
به هر حال اين موضوع يعنى اراده تشريعى نه تنها با ظاهر آيه سازگار نيست كه با احاديث گذشته به هيچوجه تناسبى ندارد، زيرا همه اين احاديثسخن از يك مزيت والا و ارزش مهم ويژه مىكند كه مخصوص اهلبيت (عليهمالسلام) است.
اين نيز مسلم است كه رجس در اينجا به معنى پليدى ظاهرى نمىباشد، بلكه اشاره به پليديهاى باطنى است و اطلاق اين كلمه، هر گونه انحصار و محدوديت را در شرك و كفر و اعمال منافى عفت و مانند آن نفى مىكند، و همه گناهان و آلودگيهاى عقيدتى و اخلاقى و عملى را شامل مىشود. نكته ديگرى كه بايد به دقت متوجه آن بود اين است كه اراده تكوينى كه به معنى خلقت و آفرينش است در اينجا به معنى مقتضى است نه علت تامه، تا موجب جبر و سلب اختيار گردد.
توضيح اينكه: مقام عصمتبه معنى يك حالت تقواى الهى است كه به امداد پروردگار در پيامبران و امامان ايجاد مىشود اما با وجود اين حالت، چنان نيست كه آنها نتوانند گناه كنند، بلكه قدرت اين كار را دارند، و با اختيار خود از گناه چشم مىپوشند.
درست همانند يك طبيب بسيار آگاه كه هرگز يك ماده بسيار سمى را كه خطرات جدى آن را مىداند هرگز نمىخورد با اينكه قدرت بر اين كار دارد، اما آگاهيها و مبادى فكرى و روحى او سبب مىشود كه با ميل و اراده خود از اين كار چشم بپوشد.
اين نكته نيز لازم به يادآورى است كه اين تقواى الهى موهبت ويژهاى است كه به پيغمبران داده شد نه به ديگران، ولى بايد توجه داشت كه خداوند اين امتياز را به خاطر مسئوليتسنگين رهبرى به آنها داده بنابر اين امتيازى است كه بهره آن عايد همگان مىشود و اين عين عدالت است، درست مانند امتياز خاصى است كه خداوند به پردههاى ظريف و بسيار حساس چشم داده كه تمام بدن از آن بهره مىگيرد.
از اين گذشته به همان نسبت كه پيامبران امتياز دارند و مشمول مواهب الهى هستند مسئوليتشان نيز سنگين است و يك ترك اولاى آنها معادل يك گناه بزرگ افراد عادى است، و اين مشخص كننده خط عدالت است.
نتيجه اينكه: اين اراده يك اراده تكوينى است در سر حد يك مقتضى (نه علت تامه) و در عين حال نه موجب جبر است و نه سلب مزيت و افتخار.
این وبلاگ جهت آشنایی بیشتر بازدید کنندگان با علوم قرآنی از جمله تجوید تفسیر و . . . است.